|
تکنیک موفقیت
جمعه بیست و سوم آذر 1386 2:44
راز 10/90 را كشف كن. پي بردن به اين راز زندگيت را تغيير خواهد داد. راز 10/90 باور نكردني است! تعداد اندكي از مردم از آن با خبرند و آنرا در زندگي روزمره به كار ميبرند هر روز ميليونها نفر به ناحق از فشارها، مشكلات و رنجهايي در عذابند. اين آدمها چندان موفق بنظر نميرسند. روزهاي بد، روزهاي بدتري بدنبال خواهد داشت. بنظر ميآيد دائما وقايع وحشتناكي در حال وقوع است، استرس هميشه وجود دارد، از خوشي خبري نيست و روابط بين افراد در حال از هم پاشيده شدن است. بهترين ساعات عمر با نگرانيها و دلمشغوليهاي بيمورد تلف ميشود. امكان لذت بردن از زندگي وجود ندارد. دوستيها از بين ميروند و زندگي بيرحم و كسالت آور بنظر مي رسد. و امكان لذت بردن از زندگي موجود ندارد. جملات بالا توصيف حالات روحي شما نيز بود؟ اگر اينطور است نااميد نشويد. شما ميتوانيد به انساني كاملا متفاوت تبديل شويد. فقط كافيست به راز 10/90 پي ببريد و از آن در زندگيتان استفاده كنيد. اين راز ميتواند زندگيتان را تغيير دهد. اين راز چيست؟ 10% زندگي همه ما اتفاقاتي است كه ميافتد . اما 90% بقيه چي؟ 90% بقيه هم عكس العملهايي هستند كه ما به آن 10% اتفاقات رخ داده، نشان ميدهيم. اين يعني چه؟ در واقع هيچ كدام از ما كنترلي روي 10% اتفاقاتي كه برايمان ميافتد نداريم. ما نميتوانيم جلوي خراب شدن اتومبيل مان را بگيريم، ممكن است هواپيمايمان دير برسد و تمام برنامههاي ما به هم بريزد. و يا ممكن است ماشين ديگري در ازدحام و شلوغي خيابان راه ما را بند بياورد. بله اين عكس العملهاي ما است كه 90% بقيه اتفاقات را شكل ميدهد. تو هيج كنترلي روي چراغ راهنمايي رانندگي نداري كه كي قرمز است يا كي سبز ميشود اما ميتواني عكس العمل خود را در مورد چراغ قرمز كه طولاني بنظر ميرسد كنترل كني. با كنترل خودت در مواقع لازم مانع از مورد تمسخر قرار گرفتن توسط ديگران خواهي شد. مثالي ميزنم: تو در حال صرف صبحانه با خانواده هستي كه دست دختر كوچكت به فنجان جاي ميخورد و همه آن روي لباست ميريزد. خوب تا اينجا كنترل اوضاع دست تو نبود و تو نميتوانستي مانع از وقوع آن شوي. اما خوب دقت كن: اينكه چه اتفاقاتي بعد از آن بيفتد كاملا در دست توست. تو عصباني مي شوي، شايد فحش هم بدهي و به شدت دخترت را براي ريختن چاي روي بلوزت دعوا ميكني. دخترت گريه ميكند. تو هم بعد از دعوا كردن او به طرف همسرت برميگردي و از او هم براي اينكه فنجان چاي را درست لبه ميز گذاشته است، انتقاد ميكني. درگيري لفظي كوتاهي بين شما پيش ميآيد. تو با عصبانيت به طبقه بالا ميروي بلوزت را عوض ميكني و بعد با عجله پايين ميآيي و ميبييني كه دخترت در حالي كه هق هق ميكند هنوز در حال خوردن صبحانهاش است، پس هنوز آماده رفتن به مدرسه نيست، بنابراين كمي دير ميجنبد و از سرويس مدرسه جا ميماند. همسرت هم دير كرده است و بايد هر چه سريعتر خود را به محل كارش برساند. حالا اين تو هستي كه بايد با عجله ماشين را روشن كني و دختر كوچكت را به مدرسه برساني. چون ديرت شده است مجبوري با سرعت بيشتر از حد مجاز رانندگي كني. پس از 15 دقيقه تأخير و يك قبض جريمه بالاخره به مدرسه ميرسي. دخترت كه خيلي عجله دارد بدون خداحافظي به طرف ساختمان مدرسه ميدود. حالا تو با 20 دقیقه تأخير به اداره ميرسي، ولي تازه ميفهمي كه كيفت را با خودت نياوردهاي. روزت را خيلي بد شروع كردهاي و با گذشت ساعتها ميبيني كه اوضاع دارد بدتر و بدتر هم ميشود. زمان كار تمام شده است و وقتش است كه به خانه برگردي. وقتي به خانه ميرسي متوجه ميشود اشكالي در روابط تو با همسر و دخترت بوجود آمده است. ميداني چرا؟ بخاطر عكسالعملهايي كه امروز صبح به آن اتفاق نشان دادي. خوب فكر ميكني چرا چنين روز بدي را پشت سرگذاشتي؟ 1ـ آيا فنجان چاي باعث آن شد؟ 2ـ آيا دخترت مقصر بود؟ 3ـ آيا پليس و جريمهاي كه شدي اين اوضاع را پيش آورد؟ 4ـ آيا خودت اوضاع را به اين شكل درآوردي؟ بله البته كه پاسخ 4 درست است. تو هيچ كنترلي بر ريخته شدن فنجان چاي نداشتي اما عكس العمل تو در طول 5 دقيقه پس از آن اتفاق بود كه تمام روزت را خراب كرد. اما آنچه كه ميتوانست و درست بود كه اتفاق بيافتد تا روز خوبي در انتظار تو باشد چه بود؟ فنجان چاي روي بلوزت ميريزد. دخترت ميخواهد بزند زير گريه، اما تو خيلي آرام ميگويي: " اشكالي ندارد عزيزم، فقط دفعه بعد دقت بيشتري بكن تا فنجان چاي را نريزي." حولهاي بر ميداري و به طبقه بالا ميروي. بعد از عوض كردن بلوز. كيفت را برميداري و سريع به طبقه پايين ميآيي. از پنجره ميبيني دخترت در حاليكه دارد براي تو و مادرش دست تكان ميدهد، سوار سرويس مدرسه شد. قبل از رفتن به محل كارت با همسرت خداحافظي ميكني. پنج دقيقه هم زودتر به اداره ميرسي و با خوشرويي شروع به احوالپرسي با همكاران ميكني. رئيس به تو ميگويد كه روز خوبي در پيش خواهيد داشت. ديدي كه اين دو عكس العمل متفاوت به يك اتفاق چه نتايج متفاوتي بدنبال داشت!!! دو سناريوي مختلف كه شروعي مشابه داشتند به دو گونه كاملا (برعكس ) متناقض پايان يافتند . چرا؟ چون عكس العمل تو متفاوت بود. همانطور كه گفتم، ما هيچ كنترلي روي 10% از اتفاقاتي كه برايمان ميافتد نداريم، اما 90% بقيه را با عكس العمل خودمان نسبت به آن اتفاقات شكل ميدهيم. براي بكار بردن راز10/90 چند راه پيشنهاد ميكنم: اگر كسي حرف بدي در مورد تو به زبان آورد از كوره در نرو، بگذار ناراحتيت فروكش كند البته ميتواني بگذاري كه آن حرف تاثير ناخوشايندي بر تو بگذارد اما با نشان دادن عكس العمل مناسبي به آن ميتواني از خراب شدن بقيه روزت جلوگيري كني. يك عكس العمل بد و نامناسب به اتفاقي كه افتاده است ميتواند باعث از دست دادن دوستانت، اخراج شدنت و مورد فشار قرار گرفتنت شود. اگر رانندهاي در خيابان جلوي تو بپيچد و راه تو را بند آورد، با عصبانيت روي فرمان ماشين ميكوبي! (يكي از دوستان من از عصبانيت فرمان ماشينش را از جا كند) آيا فحش ميدهي و يا فشار خونت خيلي سريع بالا ميرود! و يا اينكه پياده ميشوي و با آن راننده خاطي گلاويز ميشوي! براي چه كسي اهميت دارد كه 10 دقيقه ديرتر به اداره برسي؟ چرا اجازه ميدهي روزت خراب شود؟ راز 10/90 را هميشه به ياد داشته باش و نگراني را از خودت دور كن. وقتي به تو خبر ميدهند كه از محل كارت اخراج شدهاي چرا ميگذاري خوابت با افكار پريشان به هم بريزد و عصبيتر شوي؟ بهتر نيست بجاي اينكه انرژي و وقتت را صرف نگران شدن بكني از آن براي پيدا كردن كار جديدي استفاده كني؟ وقتي هواپيما دير ميرسد و تمام برنامههايت بهم ميريزد چرا عصبانيت خود را سر كمك خلبان خالي ميكني؟ او كه هيچ كنترلي بر اوضاع نداشته است، از اين فرصتي كه تا رسيدن هواپيما باقي است ميتواني براي مطالعه، آشنا شدن با ساير مسافرين و ... استفاده كني. با تحت فشار قرار دادن خود در چنين مواقعي فقط باعث ميشوي اوضاع بدتر و بدتر شود. حالا ديگر به راز 10/90 پيبردهاي، آنرا در كارهاي روزانهات به كار ببند و از نتايج شگفت انگيزي كه به ارمغان ميآورد لذت ببر
جامعه ما شادی را گم کرده است
شنبه نوزدهم آبان 1386 13:32
به نقل از دکتر علی اصغر احمدی : دکترعلی اصغر احمدی، روانشناس و عضو هیئت علمی گروه روانشناسی دانشگاه تهران، با اشاره به آیه « فرحین بما آتیهم الله» درباره فرهنگ شادی در اسلام گفت: قطعاً اسلام شادی را قبول دارد. در قرآن شادی با اصطلاح «فرح» می آید. مثلاً آیه « فرحین بما آتیهم الله» یعنی شادند به آن چیزی که خدا به آنها داده است٬ اشاره ی دقیق قرآن به شادی است. به گزارش سرویس فرهنگی « فردا » دکتر احمدی افزود: نقطه مقابل فرح و شادی، غم و حزن و ترس است و در حالی که زیربنای شادی، آرامش درونی است، زیربنای غم و حزن، التهاب و ناآرامی است. قرآن با آیه «الا بذکر الله تطمع ان القلوب» به این نکته اشاره می کند که مایه ی آرامش درونی و در نهایت شادی، یاد و ذکر خداست. دکتر احمدی با بیان اینکه نگاه اسلام به شادی عمیق است٬ بیان کرد: خنده ها و شادی هایی که در حال حاضر در جامعه ما وجود دارد، شادی ظاهری است. شادی ظاهری، نوعی شادی موقت ایجاد می کند. در حالی که اسلام شادی را عمیق می بیند نه ظاهری. وی در ادامه گفت: شادی حقیقی، شادی باطنی است. این نوع شادی در ظاهر٬ لبخند و در باطن٬ اعتماد و اطمینان در عمل ایجاد می کند. خنده های بلند افراد در شادی ظاهری است که حالت نمایشی پیدا می کند و این رفتار عکس العملی در مقابل افسردگی درونی است. این دکتر روانشناس با بیان اینکه اسلام، شادی عمیق را هدف قرار داده است٬ افزود: باید بین شادی عمیق که اسلام آن را هدف قرار داده با شادی ظاهری که با رفتارهای ظاهری بروز می کند٬ تمایز قائل شویم. مشکل جامعه ی ما این است که افراد این تمایز را به درستی نمی فهمند. زیرا درک درستی از دین ندارند و دین را نمی فهمند. وی همچنین بیان داشت: افراد به دنبال شادی موقت و ظاهری هستند. با دیدن فیلم کمدی شاد می شوند و با جدایی از آن خنده و شادی از بین می رود و حزن و اندوه جای آن را می گیرد. قرص های شادی آور، مواد مخدر و مشروبات الکلی٬ شادی وابسته به موقعیت و گذرا٬ شادی موقت است. دکتر احمدی با بیان اینکه ترس از خدا شادی ایجاد می کند٬ گفت: یکی از شادی های حقیقی راستگویی است. کسی که دروغ می گوید احساس سست عنصری می کند و این خود نفرت و ناآرامی درونی را که باعث حزن و اندوه می شود٬ در پی دارد. راستگویی، گناه نکردن و ترس از خدا شادی ایجاد می کند. وی در ادامه جامعه ی ما را جامعه ای غیر شاد دانست و بیان داشت: جامعه ما شادی را گم کرده٬ چون حقیقت خود را گم کرده است. تکلیف افراد با خودشان مشخص نیست و نمی دانند که از زندگی چه می خواهند. اگر سعادت حقیقی خواسته ی آنها باشد، باید حقیقت خودشان را کشف و طلب کنند نه چیزهای بیرون از خودشان را. وی افزود: حقیقت انسان ها همیشه با آنهاست، مثل وجدان. آنکه وجدان آرام دارد، ایمان و اطمینان قلبی و در نهایت شادی دارد. افراد باید دنبال حقیقت خود باشند نه چیز دیگر. کسانی که غیر خودشان را بیش از خود به یاد می آورند، با یک فیلم، یک عروسی، قرص شادی آور، مواد مخدر و... در ظاهر شاد می شوند اما هرگز طعم شادی حقیقی را نمی چشند. دکتر علی اصغر احمدی در پایان با بیان این نکته که شادی نمی تواند راه سلوک باشد٬ گفت: ما با شناخت دین، شناخت خدا و ترس از خدا به شادی می رسیم. از خدا می شود به شادی رسید٬ ولی شادی نمی تواند راه سلوک برای ما باشد. دکتر علی اصغر احمدی، روانشناس، استاد دانشگاه و عضو هیئت علمی گروه روانشناسی دانشگاه تهران است. از وی آثاری چون «فطرت٬ بیان روانشناسی اسلام»، «روانشناسی شخصیت از دیدگاه اسلامی»، «شخصیت و رفتار»، «مدرسه ی نامرئی» به چاپ رسیده است. *** سرویس فرهنگی « فردا » در نظر دارد موضوع شادی در اسلام را مورد ارزیابی و واکاویی قرار دهد. از اندیشمندان و فرهیختگانی که مایل به هم اندیشی در این بحث هستند برای مشارکت در این زمینه و ارسال مقالات دعوت به عمل می آید.
اسلام دین گریه و زاری شده است !
شنبه نوزدهم آبان 1386 13:24
به نقل از دکتر صفوی :
میلاد امام باید شادی آفرین باشد. برای جوانی که فیلم های غربی و موسیقی های غربی و دیسکوها را می بیند این شادی ها پاسخگو نیست...این دولت که داد عدالت می زند٬ برای دختران و پسران جوان که به خاطر گرانی نمی توانند ازدواج کنند چه کار کرده است؟
ما و وهابی ها هستیم که دین را خشک و خشن و خدا را خدایی جبار و قهار معرفی می کنیم و مخالف هرگونه زیبایی هستیم و از حزن و غم استفاده می کنیم. و این به خاطر نوع نگاه غلط مداحان و واعظان ماست و مدیریت فرهنگی و سازمان تبلیغات ما هم نتوانسته اند درباره مسئله این کاری کنند.
دکتر سید سلمان صفوی در گفتگو با سرویس فرهنگی « فردا »، با بیان اینکه یکی از بزرگترین مشکلات ما در حوزه فرهنگ شادی در اسلام، بحث معرفتی است، درباره آسیب شناسی شادی در اسلام، گفت: بسیاری از وعاظ و مداحان شناخت غلطی از شادی در اسلام را در جامعه ترویج کرده اند. از دید آنها شادی امری حرام یا مکروه است. با این دیدگاه اسلام دین افسردگی و غم و گریه و زاری شده است . وی در ادامه با اشاره به اینکه شادی از محیط های دینی بیرون رفته است، افزود: وعاظ و مداحان ما تا بحث از شادی می شود، آن را به شادی های معنوی ارجاع می دهند. این ها درک صحیحی نسبت به شادی ندارند. این خلط مبحث در دین است. این انحراف از دین است.اگر تعزیه است، گریه و زاری است. اگر مولودی است، گریه وزاری است. مبعث پیامبر است، گریه و زاری است. میلاد امام زمان (عج) است گریه و زاری است. دکتر صفوی با بیان اینکه اسلام دینی در مراتب مختلف است و انسانها نیز در مراتب مختلف قرار دارند، بیان کرد: ما در میان مسلمین که اقرار به لسان کرده اند با اصناف مختلف مؤمنین، متقین، ابرار، صالحین و... رو به رو هستیم. احوالات این ها متفاوت است. اسلام آمده تا دست اکثریت را بگیرد. وی افزود: ما در اسلام حوزه مباحات داریم که بخش عظیمی از زندگی آدمی را در عالم ناسوت در بر می گیرد. در این حوزه از شادی ها و لذایذ دنیوی بحث می کنیم که اسلام آن را تأیید کرده است. آنچه دین تأیید نمی کند لذایذ و شادی های حر ام است و حوزه محرمات هم معین است. دکتر صفوی با اشاره به اینکه اسلام فقط برای اولیاالله نیست٬ گفت: مخاطب ما در دین عرفا و سالکان و صوفیان نیستند این ها یک تعداد کمی بودند. اسلام همه را به فراخور حالشان مخاطب قرار می دهد و شادی لذات مجازی را نه تنها تأیید بلکه ترویج می کند. اما مداحان و وعاظ ما این را انکار می کنند. رسانه ها و دستگاه های حکومتی هم این شادی را انکار می کنند. وی با اشاره به اینکه حدیث است که اگر مسلمانی را خنداندی، این عبادت است یا اینکه حدیث است از پیامبر که من از این دنیا سه چیز را دوست دارم، نماز، زن و عطر٬ ادامه داد: بسیار خوب است که انسان غرق در شادی و لذایذ معنوی و باطنی باشد، اما همه نمی توانند به آن برسند. تاکسی با عشق مجازی آشنا نباشد، به عشق حقیقی راه نخواهد برد. اگر کسی با لذایذ سالم دنیوی آشنا نشده باشد و طعم شادی را نچشیده باشد، اصلاً متوجه ساحت شادی نمی شود چه برسد به اینکه از شادی مجازی به شادی حقیقی برسد. دکتر سید سلمان صفوی با بیان اینکه با اسلام خوف و ترس و گریه و زاری نمی شود جوانان را جذب کرد، گفت: متأسفانه خدای قهار و جبار غلبه در خداشناسی ما دارد و این خدا را با این صفات جوان ها معرفی کرده اند در حالی که خدا حبیب ماست٬ رفیق و انیس ماست٬ خدا زیباست. خدا می گوید اگر می دانستید چقدر شما را دوست دارم، روح از کلبدتان پرواز می کرد. وی افزود: اسلام عاشقانه و اسلام رحمت را رها کرده اید و اسلام خوف و ترس و جهنم را معرفی می کنید. با این اسلام نمی توانید جوانان را جذب کنید. همچنان که نتوانسته اید و شکست خورده اید. جوان نیاز به شادی و تحرک و بهره برداری از لذایذ مباح دنیوی دارد. دکتر صفوی با اشاره به اینکه مسجد فقط جای ذکر و دعا و نماز نیست. مسجد در زمان پیامبر جای همه چیز بود، ادامه داد: اگر مسجد جایی است که افراد باید در آن با اسلام آشنا شوند و یک نفس سالم پیدا کنند، در میلادهای ائمه هم باید برنامه های ویژه در مساجد برگزار شود. میلاد امام باید شادی آفرین باشد. برای جوانی که فیلم های غربی و موسیقی های غربی و دیسکوها را می بیند این شادی ها پاسخگو نیست. وی همچنین افزود: خانمی که می آید و می گوید عزاداری ها در اسلام شادی و بهجت می آورد، این نوع شادی برای اولیاالله است. ما باید بدانیم جوان امروز چه چیز لازم دارد. میلادهای ائمه باید بهترین خواننده ها با بهترین دستگاه های شادی بخوانند و بنوازند تا جوان شادیش را در این مساجد و مکان های مذهبی اغنا و ارضا کند، نه در پارتی های شبانه که در پارکینگ ها برگزار می شود و در کنارش به الکل و مواد مخدر و هزار زشتی دیگر روی می آورد. دکتر سلمان صفوی با بیان اینکه در اسلام لذایذ جنسی نه تنها منع نشده بلکه ترویج هم شده است، گفت: لذایذ جنسی درقسم مباحات نیست بلکه از مستحبات است. لذایذ و شادی های مجازی در اسلام ترویج شده است، نمونه ی خوبش ازدواج است. نیاز جنسی یک نیاز واقعی جوان است که اگر در بستر سالم و روابط سالم آن را ارضا نکند، به حرام می افتد. این دولت که داد عدالت می زند٬ برای دختران و پسران جوان که به خاطر گرانی نمی توانند ازدواج کنند چه کار کرده است؟
در محضر بزرگان (2)
سه شنبه پانزدهم آبان 1386 14:19
آيت ا... بهاء الديني توصيه ميكردند و ميفرمودند: اگر ميخواهيد بدانيد نماز شما مورد قبول است يا نه، از اين جا تجربه كنيد. اگر ديديد نماز شما جلوي دروغ و فساد و منكرات را ميگيرد، بدانيد نماز شما مقبول است. كار نماز اين است همان طور كه آتش ميسوزاند و آب خاموش ميكند، نماز هم انسان را از منكرات نجات ميدهد. آن زماني كه انسان به فكر منكر افتاد، اگر ديد نمازش مانع دروغ گفتن او است؛ به او گفت: تو كه نماز ميخواني و عبادت خدا را ميكني، اين كار را نكن! و او اين كار را نكرد، بداند نمازش مورد قبول است. « اِنَّ الصَّلاهَِ تَنهي عَنِ الفَحشاءِ وَ المُنكَرِ » سلوك معنوي، ص 124
در محضر بزرگان
سه شنبه پانزدهم آبان 1386 14:7
حكيم فرزانه، آيت ا... حسن زاده آملي - دامت بركاته- ميفرمايد: ... حقيقت امر هم اين كه در نوبت امتداد زندگيمان كاري مهمتر از خودسازي نداريم، خود سازي مهمترين كار است؛ هر يك از ما و شما هم نوبتي داريم. اين نوبت هم كم و زياد ندارد، مثل نوبت كارهاي عاديمان نيست؛ آقا امروز نشد، فردا نوبتمان باشد، ندارد. اين طور نيست. از اول تا آخر در يك امتداد زماني نوبت هر يك از ما است. از اول تا آخر، يك سر سوزن كم و زياد ندارد. نوبت كه تمام شد، ديگر تمام شده است و ما در اين نوبت بايد خودمان را براي ابد بسازيم و دين خدا آدم ساز است. حقيقت عرفان اين است كه با مراتبش تا يار كه خواهد و ميلش به كه باشد. و تا توفيق چه كند، تا همت چه كند. سفره گسترده است، حاجب و دربان هم ندارد و سرچشمه عرفان واقعي و معارف حقه الهي از منطق وحي است، از پيغمبر و آل پيغمبر است. چيزي در اين باره نيست كه شريعت نفرموده باشد.
جمعه یازدهم آبان 1386 23:24
جوانان، به خاطر حالت الگوگيرى از مربيان، حتى از حالات و رفتار آنها هم سرمشق و نكته مىگيرند. نحوه برخورد مربيان با اهل بيت در حضور فرزندان، و شاگردان و جوانان، به آنان هم ياد مىدهد. نام ائمه (عليهم السلام) را با تكريم و احترام ياد كردن، همراه اسمشان سلام و صلوات فرستادن، به احترام نام امام زمان (عج) برخاستن و دستبر سرنهادن، روز ميلاد ائمه را جشن گرفتن و بزرگ داشتن، روز وفاتشان حريم نگهداشتن و حرفهاى خندهدار و برخوردهاى شاد نداشتن و در غم و اندوهشان حالت غم داشتن، تاثيرگذار است زيرا كوچكترها به بزرگترها نگاه مىكنند. اين حالت، خصلتشيعه است: «شيعتنا خلقوا من فاضل طينتنا، يفرحون لفرحنا و يحزنون لحزننا» شيعيان ما از افزوده سرشت ما خلق شدهاند، با شادى ما شاد مىشوند و با اندوه ما غمگين مىشوند. حتى كيفيت نام بردن و لحنما در اين مساله، مؤثر است. يك وقت مىگوييم: امام رضا فرمود. و يك وقت مىگوييم: حضرت امام رضا عليه السلام فرمود. اين دو با هم خيلى فرق دارد. اگر هنگام شنيدن نام پيامبر (ص) يا يكى از معصومين (عليهم السلام)، زير لب صلوات بر آنها بفرستيم، اين هم نوعى تكريم است و در ديگران، تاثيرگذار. در سالهاى اخير نسبتبه برخى از مناسبتها مثلا ايام «فاطيمه» يا «روز زن»، در مورد حضرت فاطمه (س) بيش از گذشته، كار فرهنگى و تبليغى و گراميداشت، انجام شده است، يا نسبتبه امام زمان (ع) اين است كه مىبينيم، به همين تناسب، محبت فاطمه و مهدى (عليهما السلام) و گرايش به اين دو، نسبتبه گذشته بيشتر شده است، بخصوص در ميان جوانان. طبعا زبان و بيان خاص مربوط به نوجوانان و جوانان، چه در سخن و چه در نوشتهها بايد مراعات شود و افق فكر و سطح كودكان در نظر گرفته شود، چه در برنامههاى راديويى و تلويزيونى، چه در صبحگاهها و مراسم جشن و عزا در خانهها، مدارس، مساجد و هيئتها.
مردم، آرمانگرا و قهرمان دوستند. اگرشخصيت، فضليت، فكر و فرهنگ امامان اهل بيت (عليهم السلام) را بشناسند به آنان علاقه پيدا مىكنند و اين علاقه به تبعيت و همسويى مىكشد. امام رضا (ع) در حديثى فرموده است: «ان الناس لو علموا محاسن كلامنا لاتبعونا» «مردم اگر خوبيهاى حرفها و تعاليم ما را بشناسند، از ما پيروى مىكنند.» اينكه چگونه مردم، جوانان و بشريت را با فرهنگ اهل بيت بايد آشنا كرد، نكته ظريفى است و بايد از تكنيك «هنر» استفاده كرد و در عرضه محتواى كلامى و حياتى ائمه (عليهم السلام) به نسل امروز، كار رسانهها در اين جهت، مهم است و متاسفانه ضعيفيم. فضايل در دو محور است 1- جهات آرمانى، خلقت، طينت و... 2- جهات عملى و قابل اسوهگيرى و تبعيت عينى و ملموس از رفتار اهل بيت. طرح هر دو جهت، عامل ايجاد علاقه است، ولى محور دوم موثرتر است كه در عين بيان عظمتهاى فوق تصور، امكان راه يافتن به حريم كمال آنان هم باشد.
ادامه مطلب
جمعه یازدهم آبان 1386 23:19
ادامه مطالب گذشته :
چهارشنبه نهم آبان 1386 17:31
ادامه مطلب:
دوشنبه هفتم آبان 1386 23:58
ادامه مطلب
دوشنبه هفتم آبان 1386 11:35
|
|